مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
456
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
دلالت ويژگى موجب انتقال ذهن از يك مفهوم به مفهوم ديگر دلالت ، در لغت به معناى راهنمايى ، هدايت و راهبرى ، و در اصطلاح ، به حالتى در يك شىء گفته مىشود كه سبب علم به شىء ديگر مىگردد ؛ شىء اول را « دالّ » و شىء دوم را « مدلول » مىگويند ، مانند : دلالت دود بر آتش و يا دلالت جاى پا بر رونده . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 1 ، ص 482 . جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 26 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 179 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 132 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 168 . مؤمن ، محمد ، تسديد الاصول ، ج 1 ، ص 49 . دلالت اشاره لوازم غير مقصود كلام متكلّم دلالت اشاره ، از اقسام دلالت سياقى بوده و عبارت است از دلالتى كه لازمه كلام است ، ولى مدلول التزامى آن نيست ؛ به بيان ديگر ، لازمه كلام ( لزوم غير بيّن يا بيّن به معناى اعم ) در صورتى كه عرفا مقصود گوينده محسوب نشود ، دلالت اشاره ناميده مىشود ، چه از يك كلام استنباط شود و چه از چند كلام ؛ براى مثال ، آيهاى در سوره احقاف دلالت مىكند بر اين كه مجموع مدت باردارى و شير دادن ، سى ماه است . وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً ، « 1 » درحالىكه آيهاى ديگر در سوره لقمان مدت شير دادن را دو سال ذكر كرده است وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ « 2 » كه از اين دو آيه به دلالت اشاره به دست مىآيد كه كمترين مدت باردارى شش ماه است . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 134 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 295 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 133 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 361 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 318 . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 13 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 414 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 68 . دلالت اقتضا دلالت سياقى غير مقصود متكلم دلالت اقتضا از اقسام دلالت سياقى و دلالتى است كه در هنگام استعمال ، مقصود مستقيم گوينده نيست ، ولى صدق يا صحت كلام از نظر عقل ، شرع ، لغت و يا عرف و عادت متوقف برآن است ، مانند آنكه صحت و يا صدق كلام ، مستلزم تقدير گرفتن كلمه يا عبارتى باشد ؛ براى مثال ، در آيه وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ « 1 * » كه به معناى « و اسأل أهل القرية » است ، كلمه « اهل » كه جزئى از اجزاى كلام مىباشد در متن آيه ذكر نشده ، ولى به اقتضاى مقام ، مسلّم است كه آن كلمه در كلام مستتر و مراد گوينده است ؛ بنابراين ، كليه مواردى كه كلام به ملازمه بر معناى مفردى دلالت مىكند ، و كليه موارد مجاز در كلمه ، مجاز در حذف و مجاز در اسناد ، داخل در دلالت اقتضا مىباشد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 132 - 131 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 414 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 355 و 360 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 286 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 133 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 204 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 317 . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 34 . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 131 . دلالت التزام عقلى ر . ك : دلالت اشاره دلالت التزامى دلالت لفظ بر معناى خارج لازم موضوع له دلالت التزامى ، از اقسام دلالت لفظى و مقابل دلالت مطابقى و تضمنى بوده و عبارت است از دلالت لفظ بر چيزى كه خارج از معناى موضوع له آن قرار دارد ، ولى در ذهن با آن ملازم است ؛ يعنى هرگاه موضوع له در ذهن حاصل شود ، آن امر خارج از آن نيز با آن پديد مىآيد ، مانند : دلالت سقف بر ديوار ، زيرا هرگاه معناى سقف در ذهن حاصل شود ، معناى ديوار نيز حاصل خواهد شد ، و نيز مانند : دلالت مصنوع بر صانع و دلالت سه بر فرد بودن . . . مرحوم « مظفر » براى دلالت التزامى دو شرط ذكر كرده است : 1 . تلازم بين لفظ و معنا ، بايد تلازم ذهنى باشد و تلازم خارجى بدون رسوخ در ذهن كفايت نمىكند ؛ 2 . تلازم به صورت لزوم بيّن بالمعنى الاخص باشد ؛ يعنى به محض تصور لفظ ، معنا نيز بدون نياز به قرار دادن واسطه ديگرى به ذهن آيد . نصير الدين طوسى ، محمد بن محمد ، اساس الاقتباس ، ص ( 8 - 7 ) . ابن سينا ، حسين بن عبد اللّه ، الشفاء - المنطق ، ج 1 ، جزء 1 ، ص 43 . ابن سينا ، حسين بن عبد اللّه ، اشارات و تنبيهات ، ص 139 . علامه حلى ، حسن بن يوسف ، الجوهر النضيد ، ص 8 .
--> ( 1 ) . أحقاف ( 46 ) ، آيه 15 . ( 2 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 233 . ( 1 * ) . يوسف ( 12 ) ، آيه 82 .